سلام ای غریب هنوز هم نیامدی
تمام روزهایم به دلتنگی ورق خورد وهنوز هم نیامدی نمیدانم نامت چیست ولی شنیده ام در تمام لحظه های بیکسی ام حضور سبز تو بود و من ندیدمت افتاب سرد پاییز دلم چه غریبانه از گرمای تو دور میشود به کجا به چه گناهی هنوز تبعید است وباید در مقابل این همه دریای مهراینچنین غریبانه بسوزد نمی شود که گناه من از مهر تو بیشتر باشد
دست های کسی از کنار تو خالی نرفته است و هنوز به دنبال یاری دستها میروی پس صبر کن می خواهم راحت رود حرفهایم را بسویت جاری کنم در جویبار دلتنگی ...
خسته از تظاهر دوست داشتنت شدم همه در تو غرق شدند و هنوز در لابه لای الفاظ به دنبالت میگردم
حس عاشق بودن بحسرتم میکشاند خواندمت نیامدی نامید شدم از دستهایت که همیشه کنارم بودند .
من بی وفایی کهنه ام که هنوز به دوست داشتن وفا نکرده است .و تو ان خوبی که زجر خوب بودن را با عشق خریده ای دیگر بدی تا کی بگذار خوب باشم از کنارم نرو ..چه کنم تا ذره ای از غربتی که سالهاست بر دلت گذارده ام کم بشود ...تو کجا ومن کجا
جهان را افرید و رحمت را برای خلق فرستاد و مخلوقات را فرمان داد که از او پیروی کنند تا به سعادت برسند
اما مخلوقات خدا را نشناختند و راه را بر خود سخت کردنند و خواستند تا جهان خویش را به تباهی کشند و باز از در رحمت انها را نابود کرد تا بیش از این در عذاب نباشند و هر عذابش پله ای بود به سوی ترقی....واگر رحمت و فضل او نبود هیچ جنبده ای روی زمین نمی ماند
سپاس خداوندی که هر چه او خواهد شود نه هر چه ما می خواهیم واز اوعاجزانه و ملتمسانه خواستاریم ما بیکسان را که تنها داراییمان لطف وعنایت اوست همچنان که همیشه مورد عنایت و رحمت خویش قرار داده مورد لطف وعنایت خویش قرار دهد وما را به سوی کمال انسانیت سوق دهد و راه را برایمان اسان کند و هوای نفس را از ما برگیرد و محبت خودش را در دلهای ما قرار دهد تا مشتاقانه به سوی او شتابیم و از محبت و مغفرت او بهره مند شویم تا روزی رسد که به دیدار او نایل شویم بی انکه از ما ناخشنود باشد
خداوندا من چگونه خدایی چون تو داشته باشم و از بودنت و حضورت راضی نباشم
و چگونه تو با ان علم و محبت و رحمت و لطف و کرم باشی و از کوچکی چون من در نگذری و از من ناخشنود باشی
با من ان کن که شایسته ی انی نه انچه شایسته ی انم یا مبدل سییات بالحسنات
به پاس تمامی نعمتهایت تو را سپاس می گوییم و شکر گذار توییم
ارحمنی برحمتک وارض عنی بجودک و کرمک
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
|
ای خدای گنهكاران ... |
|
به نام خدا
حضرت موسی در كوه طور در مناجات خود عرض كرد: یا اله العالمین (ای خدای جهانیان) جواب آمد لبیك (یعنی ندای تو را پذیرفتم)
سپس عرض كرد: یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت كنندگان) جواب شنید لبیك،
سپس عرض كرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهكاران)، این دفعه سه بار شنید لبیك ، لبیك ؛ لبیك .
موسی عرض كرد: حكمتش چیست كه این دفعه سه بار شنیدم كه فرمودی لبیك ؟ به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیكوكاران به كار نیك خود، و مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند، ولی گنهكاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از درگاه من نا امید گردند، به درگاه چه كسی پناه ببرند.
داستانها و پندها, ج1/ مصطفی زمانی وجدانی |